WIDE bannerflags5 1

Peikekhavar mobileX2 

 

Write a comment

بر گرفته از تارنگاشت حزب کمونیست بریتانیا- مارکسیست لنینیست  CPGB-ML
لینک در انتها
" ما همراه با تقریباً تمام مردم ایران و همهٔ کسانی که از رنج‌های تحمیل‌شده بر مردم غزه، کرانهٔ باختری و لبنان به وحشت آمده‌اند، از دولت ایران می‌خواهیم: خواهش میکنیم، کار را تمام کنید"!
امپریالیسم آمریکا و متحد اسرائیلی‌اش در غرور و تکبر خود گمان می‌کردند می‌توانند هشدارهای ایران را نادیده بگیرند؛ هشدارهایی مبنی بر این‌که اگر مورد حمله قرار گیرد، از توان نظامی لازم برخوردار است تا مهاجمان خود را به شدت پشیمان کند.
و همان‌گونه که انتظار می‌رفت، پاسخ ایران پس از بمباران بی‌دلیل و تحریک‌نشده‌ای که تنها در نخستین روز، یعنی ۲۸ فوریه، به کشته شدن ۱۶۸ دختر دانش‌آموز در مدرسه‌ای در میناب و اندکی بعد به ترور هدفمند رهبر محبوب کشور، آیت الله علی حسینی خامنه‌ای، انجامید، کاملاً ویرانگر بود.

ایران بلافاصله با حملات دقیق خود تأسیسات راهبردی آمریکا را در چندین کشور هدف قرار داد؛ حملاتی که خسارات عظیم زیرساختی به بار آورد؛ بسیار فراتر از آن‌چه آمریکا در ابتدا اعلام کرده بود.
پایگاه هوایی العدید در قطر، که یکی از مهم‌ترین مراکز عملیاتی آمریکا به شمار می‌رود، مستقیماً هدف قرار گرفت؛ از جمله باندهای پرواز آن که به طور موقت عملیات را متوقف کرد و همچنین آشیانه‌ها و مراکز فرماندهی آن آسیب جدی دیدند. حملات به پایگاه دریایی آمریکا در بحرین نیز سامانه‌های حیاتی نظارتی، تجهیزات ارتباطی و پوشش‌های راداری را تخریب کرد. پایگاه‌هایی در کویت، عراق و دیگر نقاط خلیج فارس نیز در حملاتی هماهنگ در هفت کشور عربی مورد هدف قرار گرفتند؛ حملاتی که باندهای پرواز، آشیانه‌های هواپیما، انبارهای مهمات نزدیک اربیل و مراکز لجستیکی را نابود کرد.
در بغداد، یک مجموعهٔ سفارت آمریکا سامانهٔ راداری «Giraffe 1X» خود را در حملهٔ پهپادی انتحاری از دست داد. دیگر اهداف شامل شبکه‌های پدافند هوایی، پناهگاه‌های هواپیما و سامانه‌های هدایت دقیق بودند که زیر موج موشک‌ها، پهپادها و جنگنده‌های اف-۵ از هم فروپاشیدند. تمام این تحولات باعث شد توان نظامی آمریکا در منطقه به‌شدت تضعیف شود؛ به‌گونه‌ای که تنها در دو هفتهٔ نخست جنگ، دست‌کم ۸۰۰ میلیارد دلار تجهیزات و دارایی نظامی نابود شد.
علاوه بر آن، ایران تهدید خود مبنی بر محدود کردن عبور و مرور از تنگهٔ هرمز را عملی کرد؛ اقدامی که عملاً عرضهٔ نفت خاورمیانه به جهان را مختل و قیمت جهانی نفت را به شدت افزایش داد.
با وجود این خسارات سنگین، زورگوی بزرگ آمریکایی همچنان خواهان «تسلیم فوری» ایران بود و حتی چندین بار به شکلی مضحک مدعی «پیروزی» شد. واشنگتن تهدیدهای خونینی مطرح کرد، اما سرانجام ناچار شد دست‌های خود را بالا ببرد و خواهان آتش‌بس شود؛ هرچند به دروغ ادعا کرد این ایران بوده که درخواست آتش‌بس کرده است.
در سوی مقابل، ایران ــ با وجود بمباران بی‌رحمانهٔ جمعیت غیرنظامی و زیرساخت‌هایش ــ هیچ عجله‌ای برای آتش‌بس نداشت. ایران قادر بود تقریباً بدون مانع اهداف اسرائیلی را هدف قرار دهد و همچنان به نابودی تجهیزات نظامی آمریکا ادامه دهد. افزون بر این، ایران هیچ دلیلی برای اعتماد به آمریکا یا اسرائیل نداشت؛ کشورهایی که بارها نشان داده‌اند از آتش‌بس‌ها برای آغاز حملات تازه سوءاستفاده می‌کنند.
پاکستان مأمور شد تا در ۲۵ مارس پیشنهاد ۱۵ ماده‌ای آمریکا برای آتش‌بس را به ایران منتقل کند. این پیشنهاد بیشتر شبیه درخواست تسلیم ایران بود و فوراً رد شد. یک مقام ایرانی به شبکهٔ پرس‌تی‌وی گفت ایران تنها زمانی جنگ را متوقف خواهد کرد که شروط خود را محقق ببیند.
ایران سپس پیشنهاد متقابل پنج ماده‌ای ارائه کرد که شامل توقف حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران و حزب‌الله لبنان، تضمین‌های امنیتی برای جلوگیری از تجاوزات آینده، پرداخت غرامت سنگین جنگی و به‌رسمیت‌شناختن حاکمیت ایران بر تنگهٔ هرمز بود.
با این حال، تنها چند ساعت پس از آن‌که دونالد ترامپ تهدید کرد «اگر ایران تنگه را باز نکند، امشب یک تمدن کامل نابود خواهد شد»، در ۸ آوریل آتش‌بسی دو هفته‌ای برقرار شد تا طرف‌ها فرصت مذاکره پیدا کنند.
بخش اصلی توافق آتش‌بس آن بود که ایران فوراً تنگهٔ هرمز را برای همهٔ کشتی‌ها باز کند. در مقابل، وعده داده شد بخشی از دارایی‌های مسدودشدهٔ ایران ــ که حدود ۱۰۰ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود ــ آزاد گردد؛ اما تاکنون ظاهراً چنین اتفاقی رخ نداده است.
ایران در عمل تنگه را به روی کشتی‌های تجاری گشود، اما ترامپ بلافاصله اعلام کرد که آمریکا تنگه را محاصره خواهد کرد و اجازهٔ ورود یا خروج هیچ کشتی مرتبط با ایران را نخواهد داد. طبیعی بود که ایران بار دیگر تنگه را ببندد و تنها به کشتی‌های کشورهای دوست یا بی‌طرف اجازهٔ عبور دهد؛ آن هم در ازای پرداخت عوارض سنگین به ارز دیجیتال، یوان یا ریال.
با رهگیری بسیاری از کشتی‌هایی که ایران اجازهٔ عبورشان را می‌داد توسط آمریکا، در عمل رفت‌وآمد دریایی تقریباً متوقف شده است.
پیامد بسته شدن تنگه و محاصرهٔ آن برای همهٔ کشورهای جهان فاجعه‌بار بوده است. شرکت نفتی Gunvor اعلام کرده که جهان تاکنون بین ۸۰۰ تا ۹۰۰ میلیون بشکه از عرضهٔ نفت را از دست داده است. همین امر باعث جهش شدید قیمت نفت شده و بلافاصله کمبود سوخت هواپیما را در پی داشته است؛ به‌طوری‌که بسیاری از خطوط هوایی پروازهای خود را لغو و قیمت بلیت‌ها را به شدت افزایش داده‌اند.
علاوه بر آن، اپراتورهای تلفن همراه هشدار داده‌اند ممکن است به دلیل افزایش هزینه‌های انرژی مجبور شوند سرعت اینترنت و پوشش شبکه را سهمیه‌بندی کنند. همچنین روشن است که حتی پس از بازگشایی تنگه، ماه‌ها زمان لازم خواهد بود تا عرضهٔ نفت به سطح عادی بازگردد.
اما بحران تنها به انرژی محدود نمی‌شود. همان‌گونه که جیمی مارتین در نیویورک‌تایمز نوشت:
«وقتی آمریکا به ایران حمله کرد، نباید تعجب‌آور می‌بود که ایران تنگهٔ هرمز را ببندد. اما کمتر کسی می‌توانست پیامدهای زنجیره‌ای آن را پیش‌بینی کند: نه فقط بزرگ‌ترین اختلال تاریخ در عرضهٔ نفت، بلکه کمبود موادی که بسیاری حتی نمی‌دانستند به آن وابسته‌اند؛ از اوره و آمونیاک مورد نیاز برای تولید محصولات غذایی جهان گرفته تا هلیوم مورد استفاده در ساخت تراشه‌های رایانه‌ای و نفتا که برای تولید بسیاری از کالاهای پلاستیکی خانگی ضروری است.»
در همین حال، روزنامهٔ تایمز نیز گزارش داد:
«بریتانیا ممکن است در تابستان امسال با کمبود مرغ، گوشت خوک و دیگر کالاهای فروشگاهی روبه‌رو شود، اگر جنگ ایران ادامه یابد.»
در حال حاضر، مذاکرات برای پایان دادن به این بن‌بست عملاً وجود ندارد، زیرا ایران تا زمانی که محاصرهٔ آمریکا ادامه داشته باشد حاضر به مذاکره نیست. پس از پایان دورهٔ دو هفته‌ای آتش‌بس، ترامپ ــ که پیش‌تر انواع تهدیدها را مطرح کرده بود ــ یک‌جانبه اعلام کرد آتش‌بس تمدید خواهد شد.
برخی تحلیل‌گران معتقدند این وضعیت «نه جنگ، نه صلح» در کوتاه‌مدت برای امپریالیسم آمریکا مزایایی دارد، زیرا عرضهٔ نفت خاورمیانه را تقریباً حذف کرده و به آمریکا امکان می‌دهد نفت خود را با قیمت‌های بسیار بالا به اروپا و متحدانش بفروشد، در حالی که چین برای حفظ تولید رقابتی خود با دشواری روبه‌رو می‌شود.
اما واقعیت این است که آمریکا نه می‌تواند جای خالی بخش بزرگی از نفت خاورمیانه را پر کند و نه می‌تواند جهان را برای مدت طولانی علیه خود متحد نگه دارد، بی‌آن‌که بهای سنگینی بپردازد. چنین «پیروزی‌ای» در نهایت چیزی جز یک پیروزی پیروسی نخواهد بود.
در سایهٔ ادامهٔ تجاوزات اسرائیل در لبنان و غزه، نویسنده معتقد است که فاشیسم اسرائیلی باید برای برقراری عدالت و ثبات منطقه از میان برداشته شود؛ هدفی که به باور او در توان محور ایران، حزب‌الله و یمن قرار دارد.
همچنین اشاره می‌شود که آمریکا در حال اتمام ذخایر تسلیحاتی خود است و توان جایگزینی سریع آن‌ها را ندارد؛ از این رو، توان تحمل جنگی طولانی را نخواهد داشت.
در پایان، نویسنده هشدار می‌دهد که استفادهٔ احتمالی آمریکا از سلاح هسته‌ای علیه ایران می‌تواند آغازگر جنگ جهانی سوم باشد؛ جنگی که در آن آمریکا و متحدان اروپایی‌اش در برابر تسلیحات هایپرسونیک روسیه بسیار آسیب‌پذیر خواهند بود. حتی ترامپ نیز ناچار شده اعلام کند آمریکا قصد استفاده از سلاح هسته‌ای را ندارد.
و سرانجام، متن با این فراخوان پایان می‌یابد:
«ما همراه با تقریباً تمام مردم ایران و همهٔ کسانی که از رنج‌های تحمیل‌شده بر مردم غزه، کرانهٔ باختری و لبنان به وحشت آمده‌اند، از دولت ایران می‌خواهیم: اگر واقعاً می‌توانید، کار را تمام کنید!»

https://thecommunists.org/2026/05/01/news/victory-to-iran/

تاکیدها از ماست

Loading comment... The comment will be refreshed after 00:00.

Be the first to comment.

Write comments...
or post as a guest