خلاصۀ گزارش جلسۀ عدالت، معیشت، ایران
برگرفته ازمجلۀ دانش و امید
روز پنجشنبه ،9 بهمن، سمیناري با حضور 9 تن اقتصاددان و جامعه شناس، در سالن همایش مسجد امام صادق (میدان فلسطین) تهران برگزار شد. در این نشست، وضعیت بحرانی کشور مورد بحث قرار گرفت. تمامی شرکت کنندگان، ریشۀ اصلی رنجهاي امروز مردم ایران را ناشی از دور شدن از قانون اساسی، حاکمیت دلار، قدرت الیگار شها، و فساد سیستماتیک دانستند.
از آنجا که حجم گزارش کلمه به کلمه نامقدور است، گزارش مختصري از رئوس مطالب طرح شده توسط سخنرانان، به حضور خوانندگان مجله، تقدیم میشود.
استارلینک، سلاح امپریالیسم
حسین راغفر، دبیر نشست، مجلس را با عرض تسلیت و اعلام عزاداري براي شهدا و جان باختگان وقایع اخیر آغاز کرد. او علت اصلی بروز فجایع اخیر را در اجراي سیاستهاي غلط اقتصادي پس از پایان جنگ تحمیلی ایران و عراق دانست. در تمام 37 سال گذشته، ارزش پول ملی سقوط کرده است .پول ملی، بر مبناي اعتماد به حاکمیت معنا پیدا میکند. بیارزش کردن پول ملی، مشروعیت حاکمیت را زیر سؤال م یبرد؛ چرا که کار و تلاش مردمان را بی ارزش میکند .
او سپس مجموعهاي از محققان و متخصصان و نخبگان غربی را نام برد که اعتقاد دارند وقایع ديماه، برنام هاي براي براندازي و انجام یک کودتا بوده است: جان مرشایمر، جفري ساکس، داگلاس مک گرگور، الستر کروك، لارنس ویلکینسون، لاري جانسون ،و اسکات ریتر .
ریتر مینویسد که سرویسهاي اطلاعاتی خارجی، طی سالها، در جذب نیرو و نفوذ، بسیار موفق عمل کرد هاند. نمونۀ آن در جنگ 12 روزه روشن شد. وقایع دي ماه، ادامۀ جنگ 12 روزه است. دو روز اول، تظاهرات آرام بود و با مجوز حکومت برگزار شد. اما از روز سوم، هستههاي وابسته فعال شدند و اعتراضات را ربودند. موساد، سیا، و اینتلیجنت سرویس وارد معرکه شدند و براي برقراريارتباطات با عوامل خود، به وسعت از استارلینک استفاده کردند. این سیستم ماهوار هاي در جنگ اوکراین هم مورد استفادة همینسرویسها بود. روسیه سریعاً به این نکته توجه کرد و دو توانمندي را توسعه داد: 1) به قابلیت ردیابی تما سها از مبدأ و دریافت درمقصد دست یافت؛ و 2) توان قطع کامل تما سها را پیدا کرد. از اینطریق عملیات مربوطه خنثی شد .
پس از آنکه این فناوري در اختیار ایران قرار گرفت، این سرویسها اقدام به ارسال محمولههاي جبرانی استار لینک به داخل خاك ایران کردند. این محموله هم کشف و ضبط شد. به همین دلیل بود که عملیات پشتیبانی (حملۀ هوایی براي یکسره کردن کار) صورت نگرفت. چون ارتباط بین عوامل خارجی با عوامل داخلی قطع شده بود. اینک، براندازان داخلی، از طریق کاهش ارزش پول ملی، به انجام وظایف خود مشغولند.
به سوي توزیع عادلانۀ صد ا
پس از آن، فرشاد مؤمنی پشت تریبون قرار گرفت. او نیز سخنانش را با تسلیت به ملت آغاز کرد. او ریشۀ آسیب به مردم و آیندة کشور را در جهل و فساد دانست:
کل نظام قاعدهگذاري، جاهل است، ولو آنکه حسن نیت داشته باشد% .70 کل جمعیت، براي بقا نیازمند پشتیبانی دولت هستند. چنین مردمی امکان خلق تقاضاي مؤثر ندارند. مجال زیادي براي اصلاح باقی نمانده است. تهدید بیرونی بعلاوة کاهش ظرفیت انسانی براي مدیریت بحران، کشور را بسوي فاجعه میبرد. طنز تلخ ماجرا در این است که هر چقدر تهدید بیرونی تشدید مییابد، شدت ناهنجاريهاي ادارة کشور هم افزایش مییابد. هیچ عنصري به اندازة عدالت، قدرت بسیج مردم در شرایط فعلی را ندارد .
اکنون، جلوههاي بدلی و منحط و مشکوکی از عدالت عرضه میشود.
وي پیشنهاد کرد براي کارکرد سیستم در جهت توسعۀ عادلانه، حکومت به پنج متغیر کنترلی روي بیاورد: 1) عدل اخلاقی به مثابه زیربناي همۀ انواع عدالت؛ 2) کارایی و بهرهوري؛ 3) خلاقیت و تولیدمحوري؛ 4) تأمین مشارکت سیاسی و اقتصادي براي اقشار مردم؛ 5) در پیش گرفتن ملاحظات معطوف به پایداري سیستم.
سیاست تعدیل ساختاري، هولناكترین ضرب هها را به زندگی مردم و توان حاکمیت وارد کرده است. اوج بیکفایتی فعلی در این است که مسئولان، در مقابل برخورد با ریش ههاي فلاکت، اظهار عجز م یکنند. میزان عرضه و تقاضاي ارز کاملاً قابل کنترل است و این اظهار عجز، جز ب یکفایتی در مقابل عوامل تخریب اقتصاد، معناي دیگري ندارد. آدرس سکونت شهداي جنگ 12 روزه را ،همین عوامل دادند.
طنز تلخ ماجرا در این است که این سیاستهاي تورمزا، به نام مبارزه با رانت صورت میپذیرد. ارز صادراتی را برنمیگردانند و بعد ،تقاضاهاي ضد توسعهاي براي ارز ایجاد میکنند. باید به سوي یک توازن دوگانه پیش برویم: اصلاح اقتصادي در کنار توزیع عادلانۀ قدرت؛ یعنی ایجاد ساختاري که سفلگان و بیمایگان و جاهلان و چاپلوسان را به سود گفتمان دانایان و عقلا، کنار بزند. اینک، صداي مافیا و رباخواران و دلالان شنیده میشود، اما صداي تولیدکنندگان و فرودستان و توسعهخواهان، نه. باید به سوي توزیع عادلانۀ صدا پیش رویم .
در حالی که بحران سیستمی است، مواجهه با آن، موردي است. نیاز به برنامه است، اما این سند فعلی توسعه، بزرگترین اهانت به برنامۀ توسعه است. اکسیر نجاتبخش، مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خود است. ببینید:% 74 سپردههاي بلندمدت در کشور، تنها به% 1 سپرد هگذارن تعلق دارد؛ و% 90 اعتبارات، نصیب تنها % 6 دریافتکنندگان میرسد. این، یک جنایت جنگی است و با عاملان آن، با شفقت برخورد میشود. باید به تبهکاري بانکهاي خصوصی پایان داد. شوكدرمانی، امالفسادي است که از حکومت ،حاکمیتزدایی میکند .
عدالت، مقولۀ بیچار ه اي است
سخنران بعدي، حسن سبحانی بود. او به تأملی در سیاست ارزي پرداخت. بحث او این بود که اصوًلاً مقولهاي به نام »بازار ارز «نباید وجود داشته باشد. معیارهاي بازار، شامل خریدار و فروشنده در این بازار مشخص نیستند. مرجع قیمت معلوم نیست، بنابراین، قیمتگذاري جعلی است. این بازار، به هیچ پدیده و واقعهاي حساس نیست و همواره، در صورت وقوع هر پدیدة خوشایند یا ناخوشایندي، قیمتها افزایش مییابند.
اوضاع بهگون هاي است که صاحبان ارزهاي کلان، مقامات سیاسی را تعیین میکنند. منتفعین این »نابازار« همانانی هستند که بنگاههاي عمومی را با دلار هفت تومانی خریدهاند (و حتی بهاي این اموال را کامل نپرداخت هاند) و اینک با فشار براي افزایش بهاي ارز، ارزش دارایی خود را بالا میبرند. به این روش، آنان انتقام خود را از کشوري میگیرند که به آنها این امکان را داده است.
اینجا است که عدالت، مقولهاي بیچاره است. آزادي »بازار« به گروگان گرفته شده است. راه حل این معضل، تعیین نرخ توسط حکومت به روشی است که در آن، مصرفکننده سود ببرد و تولید کننده منتفع شود. دولت نباید از دخالت در اقتصاد بپرهیزد. شرایط کشور تمامًاً جنگی است و دخالت را اجتناب ناپذیر میکند. شرایط به صورتی است که ارز را به کشور برنمیگردانند و وزیر ذیربط ،تنها تهدید میکند که شاعلین پستهاي دولتی را عزل م یکند!
الیگارشها، مستقل از هر دولتی هستند
سخنران بعدي نیز آقاي عبدالمجید حریري، گفتار خود را با اعتراض به حاکمیت -یا به تعبیر ایشان، بی حاکمیتی- اقتصادي آغاز کرد. او با برشماري برخی بحرانهاي پس از جنگ تحمیلی و منجر به اعتراضات اسلامشهر، قزوین، سال 96، سال 98، سال 1401 و دي ماه امسال، گفت که بحرانهاي غیر اقتصادي، به کشتههاي کمتري منجر شد تا آن دسته از بحرانها که ریش ههاي اقتصادي داشتند. کشتههاي ماجراي اخیر، ریشه در بیکفایتی حاکمیت اقتصادي دارد .
در طول جنگ تحمیلی، ادارة کشور با کمتر از ده میلیارد دلار درآمد ارزي امکانپذیر بود. اما نسبت بالاي درآمد ارزي امروز به جمعیت در مقایسه با آنزمان، نشان از بیکفایتی دارد. روش ادارة کشور، به ضرر سرمای ههاي داخلی است. الیگار شها مستقل از تیمهاي مختلف دولت در ادوار مختلف بوده و همواره حاکمان اصلی، آنها بود هاند. وزراي اقتصاد از حوزههاي مختلف وابسته به نحلههاي مختلف آمدهاند. اما چه تفاوتی بین آنها بوده است؟
الیگار شها همواره مخاطبین اصلی حاکمیت بودهاند. حتی در آغاز اعتراضات که قرار بود با نمایندگان بازار و کسبه گفتوگو شود ،آنها طرف مشورت قرار گرفتند و نه نمایندگان بازار و کسبه. وسعت میدان عملکرد الیگارشی مالی محدود به بان کهاي خصوصی نیست. در سال 1389 که هنوز اتاق بازرگانی از دلسوزان تصفیه نشده بود، بیانی هاي دادیم و درخواست توقف خصوصی سازي را کردیم.
حرف مفت نزن! مزخرف نگو!
حسین صمصامی، نمایندة مجلس، به گفتۀ خودش، جزء اقلیت عدالتخواهان و صیانتگران سفرة مردم، و نگران معیشت آنان در مجلس فعلی است. او روایت طولانی از تغییر نرخ ارز به درخواست دولت، و همراهی نمایندگان مجلس با دولت ارائه داد. تنها، اقلیتی از مجلس در آذر ماه سال گذشته، مخالف تغییر نرخ ارز بودند. دولت بیان میکرد که با افزایش نرخ ارز، دلارهاي صادراتی به کشور برمیگردد. تورم سنگینی بابت افزایش نرخ ارز از محدودة 40 هزار تومان به 70 هزار تومان، به مردم تحمیل شد. در مقابل، بجاي بازگشت ارز، در همین یکسال گذشته ،20 میلیارد دلار ارز صادرات غیر نفتی را در خارج کشور نگا هداشتهاند.
در هر مرحله که نرخ ارز رسمی را بالا بردیم تا مشوق بازگشت دلارها باشد، قیمت ارز آزاد بالاتر رفت و تورم سنگینتر شد. حتیدر همین دي ماه، بعد از آغاز اعتراضات، ارز ترجیحی 28،500 تومان را حذف کردند، و رئیس مجلس هم از این اقدام دفاع کرد.
روز 17 دي به تریبون ریاست مراجعه، و اظهار کردم که حذف ارز ترجیحی، تورم را بهشدت افزایش داده است. ایشان با افتخارگفت که پشت این اقدام میایستد. با ادامۀ اعتراض، به من گفت: »حرف مفت نزن! مزخرف نگو! نطق تو در اعتراض به افزایش نرخ ارز، تشویق مردم به حضور در خیابان بود«. آیا اعتراض ما به منع دزدي، تشویق به دزدي است؟
او اظهار داشت که همۀ کسانی که بانی سیاست تغییر نرخ ارز بودهاند، در خونریزي شریکند: »آقاي رئیس جمهور، آقاي رئیس مجلس، تو مقصري.«
مگس روي دست زخمی مینشیند
بیژن عبدالکریمی، سخنان خود را با تسلیت آغاز کرد و تذکر داد که هیچیک از کشته شدگان و شهدا از آقازادهها نبودند. دستمان زخمی است که مگس روي آن مینشیند. گسست اجتماعی است که باعث ایجاد این بحران شده است.
عدالت، آرمان گ مشدة مردم است. اما کدام نیروي تاریخی است که باید ب هدنبال این آرمان باشد؟ این ساختار را چه کسی بر هم خواهد زد ؟ در حال حاضر، بخشی از حوزههاي علمیه از روندهاي تاریخی عقب افتادهاند. در آنجا، فقه عدالت محور نیست. اگر کسی سخن از عدالت بگوید، متهم میشود که مارکسیست است.
نهاد دانشگاه هم عقب افتاده است. حتی میتوان گفت در ایجاد بحران شریک است. روشنفکران ما آدرس غلط میدهند. آرمانهاي »حقوق بشر« و »دموکراسی« را بصورتی کاملاً ذهنی، جدا از بستر تاریخی و جدا از شناخت خاورمیانه طرح میکنند. آنها نمیدانند که عدالت بدون امر ملی امکان ندارد. نمیتوان زیر چکمههاي آمریکا و اسرائیل به عدالت رسید. حاکمیت هم در نیافته است که دفاع از امر ملی بدون عدالت، امکان پذیر نیست.
چگونه میتوان ساختار را تغییر داد، بدون آنکه تمامیت ارضیمان از دست برود؟ تنها نیروهایی که به انقلاب وفادار باشند، به مقاومت اعتقاد داشته باشند، توان حفظ کشور را داشته باشند، فهمی ساختاري داشته باشند، و گشودگی در کارشان باشد، در کنار نیروهاي اصیل ملی، توان رهایی کشور از معضلات و بحرانهاي کنونی را دارند .
در اینجا، ایشان بعنوان مقدم هنویس کتاب »عدالت به مثابه امکان« نوشتۀ یاسر جبرائیلی، توصیه کرد که این کتاب خوانده شود.
اجتماع سازي براي آگاهی اجتماعی
نوبت به علیرضا میرغفاري رسید. از نظر او، وقتی صحبت از »مردم« میکنیم، باید مراقب باشیم، از که حرف میزنیم. الیگار شها هم جزء مردمند. اینان از مردم، ب هسود مطامع خود استفاده میکنند. تجارب ما نشان میدهد که حتی براي رسیدن به اهداف کوتاه مدت خود، از ما کارگران، از طریق تشویقمان به اعتصاب ب همنظور دریافت مطالبات معوقۀ خود، بعنوان ابزار استفاده کرد هاند، اما اجازه ندادهاند که از همان ابزار اعتصاب براي رسیدن به اهداف حقۀ کارگري خود استفاده کنیم.
رسانهها، ابزار بیان نظرات الیگار شها شدهاند، اما در مقابل تظاهرات چند هزار نفري، آرام، و سنجیدة کارگران منطقۀ پارس جنوبی، سکوت کامل را رعایت م یکنند. »تعدیل ساختاري« نقطۀ شروع و محل تولد آنان است. تنها راه حذف آنان، متشکل شدن همۀ اصناف و طبقات است. ما باید تشکل داشته باشیم تا »صدا« داشته باشیم. با هیچ نیروي اجتماعی بدون صدایی، مذاکره در کار نیست. کارگران آنقدر بیصدا هستند که حتی نمایندگانشان در شوراي عالی کار، بهدستور دولت، عزل و نصب میشوند .
الیگارش داخلی، کارگزار الیگار ش خارجی است. نمونۀ عملکرد مشابه الیگارش داخل و خارج، بایکوت مطالبههاست. الیگارش داخلیبا خواست ما کارگران همان روش بایکوت را در پیش میگیرد، که الیگارش خارجی با راهپیمایی 22 دي. بنابراین، هیچ راهینداریم جز آنکه متشکل شویم. اجتماع سازي کنیم تا به آگاهی اجتماعی دست یابیم .
سیاست براندازانه، درون دولت
دکتر سکینۀ اشرفی، کارشناس سازمان برنامه و بودجه، به انحلال این سازمان در زمان ریاست جمهوري احمدي نژاد، و احیاي شکلی این سازمان در زمان دولت روحانی بهشدت اعتراض نمود. او معتقد است برنام ههاي فعلی، بر اساس مصرف منایع تهیه میشود. تنها به نفت اتکا م یشود، و این، ضد توسعهاي است. کارشناسان به محتواي برنامۀ توسعه اعتراض داشته و خواهان اصلاح آن بودند، اما اجازة تغییرات مثبت را ندادند.
در این برنام هها، به ظرفیتهاي موجود کشور، و حتی ظرفیتهاي نهفته در استانهاي محروم، کامًلاً بیتوجهی میشود. این امر باعث شده که از سال 1390 به ای نسو، دائمادائماً با کاهش حجم سفرههاي مردم روبرو باشیم. هیچ تفاوتی بین دولتهاي احمدي نژاد یا رئیسی یا پزشکیان در این زمینه وجود نداشته است. سیاستهاي براندازانه، درون دولتها نفوذ کرده است .
زمینه هاي تولید فاشیسم
احسان فرزانه از بحران نمایندگی زحمتکشان و نیروهاي مولد در جمهوري اسلامی سخن گفت. دموکراسی اجتماعی به این معناست که طبقات خلع ید شده و به حاشیه رانده شده، بتوانند از طریق مجاري قانونی، حقوق از کف رفتۀ خود را بازیابند. این امکان در حال حاضر وجود ندارد. اینهمه سازمان و دانشکده و اندیشکده، به سیاست شوك درمانی و کوچک شدن سفرهها هیچ اعتراضی نکردند. ما با یک عدم توازن سیستماتیک بین قدرت سرمایههاي نامولد و زحمتکشان روبرو هستیم. بطور سیستماتیک از نیروي کار، سازمانزدایی شده است. در حالیکه کارفرمایان کاملاً متشکل هستند، کارگران چنین حقی ندارند .
در مقابل خلع ید از نیروي کار، هیچ تفاوتی بین جبهۀ پایداري و حزب اتحاد ملت و هممیهن و شرق و تسنیم و غیره، وجود ندارد.
از سوي دیگر، صنعت فرهنگ، با فیلمها و سریالهاي خود، به امر تحقیر زحمتکشان مشغولند. از آنان »زامبی« میسازند. این صنعت، خود را به پیوست فرهنگی »تعدیل ساختاري« بدل کرده است. نظم آکادمیک ما هم سوگیري مشخصی علیه زحمتکشان دارد.
الیگار شها با اجراي کامل تعدیل ساختاري، و عبور از ب هاصطلاح حذف رانت دلاري با افزایش نرخ آن، و احتماًلاً فرداها با حذف رانت آب و برق و بنزین، زمینههاي خلق فاشیسم را میچینند. باید تمام کسانی که دستشان تا مرفق به خون مردم آلوده است، با نام معرفی شوند. دولت در خدمت اتاق بازرگانی است که در همه جا، به استثناي شوراي عالی امنیت ملی، شعبه دارد .
تمام این نیروهاي مخرب، در امر کاستن از تعهدات دولت در قبال مردم، همصدا هستند. در شرایطی که در خطر نابودي به دست امپریالیسم هستیم، این سیستم فاسد، با لشکر سایبري خود، با خبرگزاريها، با رسانهها و مطبوعات، با تلویزیون اینترنتی، و اخیراً یا نظام آکادمیک خود، به میدان آمده است تا بقاي نظام نابرابري را تضمین کند .
ستون پنجم دشمن در داخل یزدي زاده ای نگونه آغاز کرد: به من گفتند که خطابی به رهبري نداشته باشم. اما آمد هام که رهبري را مخاطب قرار دهم: این مجتهدین اقتصادي، خائن هستند.
از انقلاب سال 57 که جمهوري اسلامی را برقرار کرد، دیگر نه جمهوري باقیمانده و نه اسلام. نمیتوانیم از نظامی که در آندیکتاتوري فساد برقرار است، انتظار داشته باشیم که عدالت برقرار کند. ما با جمعی کذاب و خائن و وطنفروش روبروییم که بااقتصاد دولتی موافقند، بهشرطی که منافع آنان را تضمین کند. دولت هم بجاي نظامدهی به اقتصاد، تنها در قیمتگذاري مداخله میکند .
یکی از مهمترین حوزههاي اقتدار دولت، کنترل ارز است. دولت از آن شانه خالی میکند. اینجاست که باید گفت اگر دنبال اغتشا شگران میگردید، بروید به پاستور و بهارستان. اگر اعتراض حق است، وظیفۀ حاکمیت احقاق حق است . رهبري باید از اختیارات خود براي احقاق حق، استفاده کند. باید از اقتدار و اختیارات رهبري، علیه براندازان درون حکومت استفاده شود؛ چرا که ستون پنجم دشمن در داخل، مشغول مدیریت است.
قانون اساسی را اجرا کنیم
آخرین سخنران، یاسر جبرائیلی بود. او گفت که در جریان تظاهرات 22 دي در دفاع از جمهوري اسلامی، دهها نفر به او مراجعه کرده و اعلام کردند که به وضع موجود معترضند و شدیداً در تنگنا هستند. باید گفت که کسانی که اغتشاشات را تنها به دشمن نسبت میدهند، دروغ میگویند. در همین نشست، شما شنوندة صداي مخالف معتبر هستید. حتی در اینجا جریانات مختلف سیاسی حضور دارند، اما همه وفاق کردیم تا این وضع را تغییر دهیم .
ما، نه کالابرگ میخواهیم و نه ارز ترجیحی. ما ارزش پول ملیمان را میخواهیم. ادعا میکنند که قصد حذف رانت از طریق یکسان سازي نرخ ارز را دارند. اما تنها رانت خلق میکنند. ما 55 میلیارد دلار واردات ارزي، و 40 میلیارد دلار خرید ارزي در داخل داریم. این یک خیانت است که در داخل کشور، با دلار آمریکاي جنایتکار معامله میکنیم. دلار آمریکا را آمریکا حاکم نکرده است؛ خائنین حاکم کردهاند. چرا دارایی ملی را در داخل کشور، به دلار میفروشید؟
او طی ارائۀ یک محاسبۀ ساده، نشان داد که ماب هالتفاوت نرخ ارز، براي هر ایرانی، سالانه حدود یکصد میلیون تومان هزینۀ اضافی ایجاد میکند. از این مقدار، سالانه 12 میلیون تومان در قالب کالابرگ به او برمیگردانند. بقیه، رانتی است که نصیب صاحبان ارز و دلاري فروشان کالاهاي ملی میشود. ناتوي اقتصادي، صندوق بینالمللی پول، براي ملتهاي درمانده، نسخه میپیچد و براي خرید دارو به آنان وام میدهد. ما همان نسخه را استفاده م یکنیم، اما پولش را هم نمیگیریم!
کار با نصیحت پیش نمیرود. باید با قاطعیت اقدامات زیر را انجام داد: 1) ارز، دارایی شخصی نیست. منابع ارزي باید ملی شوند .
2) بانک نباید خصوصی باشد. تمام بانکهاي خصوصی باید منحل شوند. 3) انفال باید ملی باشند. معادن، پتروشیمیها، بانکها،
...، همه باید طبق اصل 44 قانون اساسی ملی باشند. 4) مسکن حق است. کالا نیست. همه باید به مسکن مناسب دسترسی داشته باشند .5) آموزش حق است، کالا نیست .6) سلامت کالانیست. درمان، باید عمومی باشد.




