WIDE bannerflags5 copy

 

 

Peikekhavar mobile

Write a comment

نویسنده: م. محمدی
پیشگفتار: 

در لحظه‌ای تاریخی ایستاده‌ایم؛ لحظه‌ای که نبرد جبههٔ حق در برابر کفرِامپریالیسم جهانی، از سایه به صحنه آمده است. پس از فروپاشی شبکه‌های نفوذ سیا و موساد در درون ایران، معادلات تغییر کرده و نقاب‌ها فرو افتاده‌اند. آنچه سال‌ها در پستوها طراحی می‌شد، امروز در برابر ارادهٔ ملت‌ها رنگ باخته است.این نبرد، صرفاً رویارویی قدرت‌ها نیست؛ آزمون کرامت است.
آزمونِ ایستادگی در برابر تحقیر، و وفاداری به حقیقت در زمانی که سازش آسان‌تر می‌نماید. فریاد «هیهات منا الذلة» نه شعار که عهدی تاریخی است؛ عهدی با خونِ آگاهانه‌ای که راه را روشن می‌کند، نه با خشونتِ کور که راه را تیره سازد.امپریالیسم، با همهٔ ابزارهایش، به فرسایش ایمان و هویت دل بسته بود؛ اما اکنون با ملتی روبه‌روست که آموخته هزینهٔ آزادی را با شرف بپردازد. اینجا، مقاومت معنای زندگی است و عزت، مقصد نهایی. حتی اگر مسیر، دشوار و پرآزمون باشد، تاریخ گواهی خواهد داد که حق، دیر یا زود، قامت راست می‌کند.

و چنین است که این نبرد، نه پایان که آغاز فصلی نو است؛ فصلی که در آن، کرامت انسانی پیروز میدان می‌شود.

در روزهای اخیر، ماشین رسانه‌ای غرب روایتی هماهنگ را ترویج می‌کند که طبق آن، پرنده‌های جنگی آمریکا در آستانه شلیک به اهداف خود در ایران بودند و تنها در آخرین دقایق با وساطت متحدان منطقه‌ای متوقف شدند. اما کالبدشکافی وقایع نشان می‌دهد که این روایت، تنها یک «خروج آبرومندانه» برای پوشش شکست پیاپی در دو جبهه فنی و میدانی است: خنثی‌سازی شبکه استارلینک و فروپاشی اتاق فرماندهی آشوب.

۱. استارلینک؛ ماشه‌ای که در دست ترامپ قفل شد

لغو حمله نظامی آمریکا بیش از آنکه ریشه در دیپلماسی داشته باشد، معلول یک بن‌بست فنی-امنیتی بود. ترامپ پیش‌تر به جریان اپوزیسیون وعده داده بود که در صورت تداوم عملیات خرابکارانه علیه زیرساخت‌های حیاتی، حمایت نظامی قطعی در راه خواهد بود. در این پازل، شبکه استارلینک قرار بود «ستون فقرات ارتباطی» برای هدایت هسته‌های تروریستی و حملات مسلحانه شهری باشد.

ایران با غیرفعال‌سازی این شبکه، عملاً پیوند میان اتاق فرماندهی خارج و پیاده‌نظام داخلی را قطع کرد. وقتی این ابزار کلیدی از کار افتاد، ترامپ دریافت که حمله نظامی بدون «عامل داخلی فعال»، ریسکی پرهزینه و فاقد دستاورد استراتژیک است. در واقع، اقتدار فنی ایران در جنگ الکترونیک، ماشه حمله آمریکا را از کار انداخت.

۲. جنگ روانی و توهم «کمک در راه است»

تحرکات نظامی اخیر آمریکا را باید در چارچوب یک جنگ روانی با هدف «تنفس مصنوعی» به جریان برانداز تحلیل کرد. هدف اصلی واشینگتن از مانورهای هوایی، تزریق امید به هسته‌های خرابکار بود تا آن‌ها را به ادامه تخریب زیرساخت‌ها ترغیب کند؛ به این امید که «مداخله خارجی» نزدیک است.

اما واقعیت میدانی در پایگاه‌های آمریکا (نظیر قطر و بحرین) خلاف این هیاهو بود. برخلاف روزهای جنگ ۱۲ روزه، هیچ‌گونه آماده‌باش اضطراری در سیستم‌های درمانی و خدماتی این کشورها مشاهده نشد. این آرامش نسبی در پایگاه‌ها، در کنار تظاهرات میلیونی مردم و آمادگی نیروهای مسلح (از جمله تست‌های موشکی راهبردی)، نشان داد که تهدیدات آمریکا تنها یک نمایش قدرت برای تشجیع عوامل داخلی بوده و فاقد پشتوانه اجرایی است.

۳. تله مذاکره؛ فرار از تحقیر با ابزار وساطت

وارونه‌سازی حقایق در میز دیپلماسی، پرده دیگری از این نمایش برای حفظ پرستیژ سیاسی ترامپ بود. در حالی که او مدعی درخواست مذاکره از سوی ایران شد، واقعیت صحنه حکایت از «التماس برای اعتبار» داشت. ترامپ از طریق واسطه‌ها پیام فرستاد که ایران اجازه دهد یک «ضربه محدود و نمایشی» صورت بگیرد تا او بتواند نزد اپوزیسیون و تندروهای واشینگتن، خود را پایبند به وعده‌هایش نشان دهد.

پاسخ قاطع ایران مبنی بر رد هرگونه باج‌خواهی و تهدید به واکنش همه‌جانبه، ترامپ را در بن‌بست قرار داد. در این مرحله بود که او به سه کشور عربی (عربستان، قطر و عمان) متوسل شد تا با طراحی سناریوی «درخواست میانجی‌گری»، پنجره‌ای برای عقب‌نشینی آبرومندانه بیابد و اسرائیل نیز در انتها برای مشروعیت‌بخشی به این عقب‌نشینی به این جمع اضافه شد.

۴. روانشناسی ترامپ و استراتژی خسته‌سازی

رفتارشناسی ترامپ نشان می‌دهد او به عنوان یک شخصیت خودشیفته، تنها به دنبال دستاوردهای سطحی، کم‌هزینه و زودبازده است. او به خوبی می‌داند که بدون وجود نفوذ و آشوب پایدار داخلی، ورود به جنگ با ایران یک خودکشی سیاسی است. لذا اکنون که بازوی داخلی‌اش (استارلینک و عوامل میدانی) فلج شده، به استراتژی «جنگ فرسایشی» روی آورده است. هدف این تاکتیک، نگه داشتن نیروهای مدافع در حالت آماده‌باش مداوم برای ایجاد خستگی و در نهایت، بهره‌برداری از یک لحظه غفلت برای ضربه احتمالی است

نتیجه‌گیری

شکست پروژه استارلینک، تکیه‌گاه اصلی آمریکا برای مداخله نظامی را فروریخت. با این حال، حفظ آمادگی کامل رزمی و هوشیاری در برابر جنگ روانی دشمن ضرورتی حیاتی است. ایران باید با تکیه بر وحدت ملی و حفظ گزینه «حمله پیش‌گیرانه»، اجازه ندهد استراتژی فرسایشی دشمن به اهداف ناکام خود دست یابد.




Loading comment... The comment will be refreshed after 00:00.

Be the first to comment.

Write comments...
or post as a guest